سيد محمد دامادى

270

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

[ اقرب الموارد ] لا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعاءِ بَعْضِكُمْ بَعْضاً - قرار ندهيد خواندن رسول را چون خواندن يكى ديگرى را [ قرآن كريم سوره 2 ، « البقرة » آيهء 166 ] فرود آوردن خدا بر كسى سختى و ناپسند را ، فرود آوردن خداوند كسى را در زشتى و مكروه [ اقرب الموارد ، منتهى الارب ] در بيت . . . قفل دل گمرهان ، دعايت ، كلمهء دعا به معنى نفرين است . يعنى حديث و ذكر تو ، جاندار وى عاشقان و نفرين تو ، در حقّ گمراهانى همچون « أبو جهل » و « أبو لهب » قفل در دل و باعث بستگى است و هرگز نور معرفت و هدايت در آن راه ندارد و « وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ » * - و هر كس را خدا گمراه كند ( پس از اتمام حجّت ، به گمراهى وا گذارد ) ديگر هيچ كس ، وى را هدايت نخواهد كرد [ قرآن كريم آيهء 33 سورهء 13 ( الرعد ) و آيهء 32 سورهء 39 « الزّمر » - و آيهء 36 سورهء 39 « الزّمر » و آيهء 33 سورهء 40 « المؤمن » كاربرد دعا در معنى نفرين و دعاى بد در ادب فارسى ، نظاير استعمال دارد : اى بسا نيزه‌هاى گنجوران * شاخ شاخ از دعاىِ رنجوران [ حديقه سنايى ] دعاىِ ستمديدگان در پَسَت * كجا دست گيرد ؟ دعاىِ كَسَتْ [ بوستان سعدى ] زورمندى مكن بر اهلِ زمين * تا دعايى بر آسمان نرود [ گلستان سعدى ] مراد از بيت « جاندار وى عاشقان . . . » اينست كه اى رسول خدا ، ياد و ذكر تو ، شفابخش جان عاشقان و طالبان معرفت است . چنان كه نور هدايت تو ، همواره آنان را به راه رستگارى مىبرد . و نفرين تو بر دل گمراهان و كسانى كه در كفر ، لجاج و پافشارى مىورزند ، قفلى مىزند كه هرگز نور رستگارى و معرفت ، در آن راه نمىيابد . أنجم ؛ جمع مكّسر نجم ، ستارگان ، اختران ، خجل گشتند انجم پاك چون پوشيده رويانى * كه مادرشان ببيند ، روى بگشاده مفاجاتى [ ناصر خسرو ]